|
|
| به عشق و عدالت و ایران فکر نکن!
دارا «ماکسیما» دارد، سارا «کفش» ندارد!
و امروز صبح همزمان با آغاز «هفته دفاع مقدس»، «هستی» کوچولو، که ساعت شش از خواب بیدار شده بود، در شش سالگی و سه سال قبل از رسیدن به سن «تکلیف»، برای پوشاندن موهای سر از چشم «پسران» نامحرم، «مقنعه» پوشید، کیفش را برداشت، کفشش را پا کرد، و سراپا خنده و شادی، با هزار ذوق و شوق، برای «آموختن» و «باسواد» شدن، در «رمضانی» که بوی «مهر» می داد، بسوی «آمادگی» مستقر در نزدیکترین دبستان دولتی، که یک بلوار و دو خیابان با «خانه» فاصله داشت رفت!...
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| آری! اگراین خبر و این «شوخی «تلخ» و «سرد» و «زشت» پیامکی» دروغ نبود و راست بود و صحت داشت، الان همه دوستان و آشنایان و اقوامی که به مراسم تدفین آمده بودند، به خانه خود برگشته، و ما را در گوری از گورهای خلدبرین، وسط بر و بیابان، زیر مشتی خاک، مثل همه مردگانی که تنها مانده اند، تنها گذاشته بودند، و همه چیز، براحتی پایان گرفته بود، و شاید «هستی» کوچولو، که فردا روز اول مدرسه اش بود، اولین روز «مدرسه» و «درس» را با گریه و قصه و یاد مرگ پدر آغاز می کرد، و «یگانه» تا آخر عمر، سال سوم دبستان را با «حکایت» سفر پدر و بی پدری بیاد می آورد، اتفاقی که دیروز نیافتاده، هر لحظه ممکن است که بیقتاد، اصلا شاید این اتفاق افتاده و این «مرگ» بوقوع پیوسته، و ما باور نداریم! مگر مرگ چیست؟! مگر مردن چگونه است؟!
مرگ چدی ترین شوخی و تلخترین «طنز» عالم است، یک «کمدی» خنده دار که باعث گریه های تلخ می شود...
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| یکی از کاربران ، در رابطه با گود زباله شهرداری و مسائل بهداشتی شهر، مطلبی تحت عنوان «شهر رها شده» ارسال کرده و خواسته اند تا برای تهیه گزارش و عکس، صبح زود به گود زباله شهرداری در آنسوی شهر سر بزنیم، و اما، چون میدان میوه و تره بار نزدیکمان بود، تصاویری از میدان میوه و تره بار گرفتیم، که گویا است، و دیگر لازم نیست که برای دیدن گود زباله، تا آنسوی شهر برویم!

(شهر رها شده)
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| «خبری» که می توانست، «حقیقت» داشته باشد!
با توجه به سابقه «سکته» و بیماری قلبی، تنی چند از دوستان، با دریافت یک پیام کوتاه «اس.ام.اسی» که فرد «بیماری» ارسال کرده بود، ناخودآگاه، فاتحه ای هم در این عصر پنجشنبه برای ما خواندند، و اما! آنچه که بیش از «پستی» نهفته در این پیامک، آزارمان داد و قلبمان را بدرد آورد، ناراحتی و تالم خاطر شدید بعضی از دوستان بود، شاید اگر خبر صحت داشت و «مرده» بودیم، اینقدر ناراحت نمی شدیم.
هیچ چیز نزدیکتر از «مرگ» به «زندگی» نیست و باور داریم، که شبی یا روزی، مثل تمام «آمدگان» خواهیم رفت و خواهیم مرد! و اما متاسفانه یا خوشبختانه، آن لحظه، لحظه ای که گذشت نبوده است! و حداقل اینکه شاید، فردا روز خاکسپاری ما نباشد! چرا که هنوز «خدا» ما را «بخود» نخوانده، و سخت در «بهت» و «شوک» این «پیامک» دروغ و تلخی هستیم، که برای خودمان نیز ارسال شده است! پیامی که می توانست، حقیقت داشته باشد، و اگر دروغ نبود و حقیقت داشت، الان ما کجا بودیم و چه می کردیم؟!
در این رابطه بیشتر خواهیم نوشت
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| روزی از روزهای ماه رمضان، به روایت کارمندی از کارمندان دولت نهم
سالها و قرن ها پس از مرگ شاه عباس کبیر، که جاده «شاهی» و 999 کاروانسرا در ایران ساخت، و برای اینکه «طلا» از ایران خارج نشود، چندین سال، رفتن به «حج» را ممنوع کرد، «شاه شوازی»، در وبلاگ مینو، ادارات و سازمانهای دولتی را در ماه مبارک رمضان، توصیف، و به «تنبل خانه شاه عباس» تشبیه کرده است، که «توهینی» به تاریخ و دولت و حکومت «مقتدر» شاه عباسی می باشد، مگر اینکه منظور مینو خانم، از این «شاه عباس» اون «شاه عباس» نباشد، و «شاطر عباس» دوران قاجار باشد! بهرحال در روزی که نمی خواستیم چیزی «ببینیم» و «بنویسیم»، رفتیم وبگردی، و در «وبلاگستان یزد» این مطلب را یافتیم، که بنوعی، از جانب یک کارمند و حقوق بگیر دولت، مهر تائید، بر عبادت، بجز خدمت خلق است؟! می زد!
تنبل خانه شاه عباس!
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| در شیراز اتفاق افتاد
پدری، دو دحتر 13 و 18 ساله و پسر 8 ساله اش را با «پتک» کشت!
چند روز پس از آنکه در «هشتگرد» کرج، پدری با قساوت و بی رحمی، دو دختر خردسال 8 ساله و یک سال و نیمه اش را حلق آويز کرد،مرد پنجاه ساله بازنشسته ای در شیراز، نیمه های شب ، در نبود همسر و دختر بزرگش، بخاطر فقر و ترس از آینده مبهم فرزندانش، هدی و هانیه و هادی، سه فرزند 8 و 13 و 18 ساله اش را کشت، و خود را به پلیس تسلیم کرد، و اما در آن نیمه شب رمضان، همسر و دختر بزرگ این قاتل کجا بودند، و چرا پدر روانی، با سه فرزندش تنها در خانه مانده بود؟!...
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| نوسازی نوشت
2000 تن بار گندم، در استان یزد گم شده، از یابنده تقاضا ...
بنابر اخبار رسیده و طی بازرسی های به عمل آمده، به دلیل سهل انگاری برخی مسئولین ذیربط در سیلو، و تبانی رانندگان حمل گندم، انباردار و مسئول برآورد گندم، طی سال های 83 و 84 ، موجب کسری 2000 تن گندم در انبارهای یزد شده است.
به گزارش نوسازی، در این ارتباط مدیر شرکت غله استان، انباردار وقت و مسئول حراست نیز به هیات رسیدگی به تخلفات اداری معرفی و هم چنین متخلفین جهت پیگرد قانونی به دادسرای عمومی و انقلاب استان معرفی گردیدند که برای تعدادی از آنان قرار بازداشت موقت صادر گردید.
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| مشکلات خانه مطبوعات یزد «مالی» است!
با توجه به اینکه « اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد قول داده مشكلات مالي خانه مطبوعات را تا نيمه اول مهر ماه حل نمايد و جوايز روز خبرنگار تا اين تاريخ تهيه و به خبرنگاران نمونه اهدا شود.» فاضلی، رئیس خانه مطبوعات یزد، استعفاء خود را پس گرفت، و همچنان رئیس خانه مطبوعات یزد ماند، و دوباره با ایسنا منطقه یزد مصاحبه کرد، تا ثابت کند، که فقط و فقط مرض قلبی ندارد!
تبصره دوم: خجالت کشیدیم مصاحبه ایشان را کامل درج کنیم!
تبصره اول: برای خواندن مصاحبه، بر روی گفته ایشان که درون «گیومه آبی» است کلیک کنید
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| مسئول روابط عمومی ارشاد یزد
دید اکثر مطبوعات و رسانه های گروهی یزد به خبر، دیدگاه کاسبکارانه است!
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
بعضی ها با غرض و بنابدلایل خاصی، بدون توجه به «کوچ» صفار هرندی از «وزارت کیهان» به «وزارت ارشاد و فرهنگ» ، مدام از نبودن «عجمین» در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، گلایه وانتقاد کرده، و سفر گاه و بی گاه و هفتگی و زیارتی و کاری او به قم را، «علم» و وسیله حمله به «ارشاد» می کنند، اما این منتقدان، چرا جواب نمی دهند، که وقتی «اخلاق» و «فرهنگ» و «هنر» یزد، در بهترین وضعیت قرار دارد، و «کاری» برای انجام دادن، در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نیست، و بسیاری از «کارها» با تلفن و اشاره، حل و انجام می شود، چرا باید مدیر کل در اداره کل باشد؟!
دو وزارت خانه مهم «نفت» و «صنایع» وزیر ندارد، و آب از آب تکان نمی خورد، حالا اگر اداره کل ارشاد یزد مدیر کل نداشته باشد، آب از آب تکان می خورد؟!
تبصره اول: همان تبصره دوم است
تبصره دوم: همان تبصره اول است!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| پس از مصاحبه های مدام مسئولین آموزش و پرورش کشور مبنی بر استخدام! چندین ده هزار نفری در سازمان آموزش و پرورش، آموزش و پرورش یزد نیز برای عقب نماندن از قافله وعده های دولت، جهت استخدام یک مربی مرد پرورشی دارای لیسانس در شهرستان یزد، و 21 لیسانسیه برای امور تربیتی دیگر شهرستانهای استان، آگهي استخدام چاپ و نشر کرد، و خطی بر پایان آرزوهای بسیاری از جوانان مشتاق استخدام کشید!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| دوست عزیز «یزدستانی» بعد از ظهری، خوابمان را بر هم زده، سرزده آمده و نوشته آقای شوق الشعرا! کجایی برادر! شرکت اتوبوسرانی یزد مردم را از سردرگمی کشت ، برادر جان! یواشتر! مسئولان و مدیران شهر و شهرداری از خواب بیدار می شوند، آخه تو فکر می کنی برای چی دولت عدات محور نهم، زحمت کشیده ساعات کار اداری را کاهش داده؟! هان! و اما...
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| چگونه نرخ زمین و مسکن افزایش می یابد؟!
مدتی است که بر سر در مغازه ای در خیابان کاشانی یزد، مقوا نوشته ای با مضمون « این ملک بفروش می رسد» نصب شده و شخصی پشت میزی که درون مغازه گذاشته شده نشسته و با اعلام متری شش میلیون تومان، و ششصد میلیون تومان برای یکصد متر مغازه، مراجعه کنندگان را راهنمایی و بدرقه می کند!
و اما! این مالک و فروشنده مغازه، که معلوم نیست بر چه مبنایی مغازه را نرخ گذاری نموده، و مشخص نیست، پس از فروش مغازه ششصد میلیون تومانی، چه مبلغی مالیات و عوارض پرداخت خواهد کرد؟ دانسته و یا ندانسته، برای زمین و مغازه خیابانی کاشانی نرخ زده و بار روانی ایجاد کرده، چرا که کم کم، این نرخ شش میلیون تومان برای هر متر مربع در خیابان کاشانی، رایج و تثبیت گشته، و حداقل اینکه مالکان و دارندگان زمین و مغازه، با دید متری شش میلیون تومان، به ملک و مغازه خود نگاه می کنند.
براستی آیا نرخ گذاری این مغازه، ربطی به زمین وارث زمیندار معروف یزد، در طرح میدان شهدای محراب ندارد؟!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| با دوستی تلفنی صحبت می کردیم و او با پرخاش و تندی می گفت: چه عداوت و کینه ای با «نبوی زاده» معاون عمرانی استانداری داری، که مدام می نویسی چرا نبوی زاده استعفاء نداده! و چرا نبوی زاده استعفاء نمی دهد، و به اسم «شوخی» خیلی «جدی» گفت: اصلا تو چکاره شهری؟! مگر مدعی العمومی؟! به تو چه؟! و ما در جواب آن دوست گفتیم: که به هیچ کس و شخصی، بغض و کینه و عداوتی نداریم، چه رسد به نبوی زاده، که اصلا هیچوقت با او برخوردی هم نداشته ایم، و اما آنچه که برای او نوشته ایم، از سر دوستی و محبت و دلسوزی بوده، چرا که با بیماری قلبی و قلب از زیر عمل درآمده، نمی توان در این شرایط حساسی که دولت نهم، با مصوبات و وعده هایش، به مردم «امید» تزریق کرده، کارهای استرس دار و اعصاب خورد کن و پرفشار عمرانی و سیاسی انجام داد، و البته نبوی زاده، اگر به خودش رحم نمی کند، به مردم شهر و استان رحم کند، و نگذارد و نپسندد، که معاونت عمرانی استانداری یزد، حالا که بعد از مدتها استان، استاندار پیدا کرده، زیر نظر سرپرست اداره شود، و در آینده، کاستی ها و ضعف ها و نارسایی ها و ناتوانی ها، به نام او نوشته شود.
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| مشکل امروز ایران با قرآن، و قرآن با جامعه چیست؟!
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| خانه شهردار شورای سوم کجاست؟!
صاحبخانه شهردار کیست؟!
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| زیر آسمان سپید کویر یزد، همه چیز ممکن است
وام و زمین، برای «خاتم یزد» تعطیل شده!!
یکی از کاربران، بدون ذکر نام و با نام مستعار، روز اول ماه مبارک رمضان، نظر و پیام ارسال نموده، و با حرف های عجیب و غریب! و باور نکردنی، ادعا کرده است که در دوران مدیریت مملو از عدالت و تحول عجمین بر ارشاد:
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| در «هشتگرد» کرج، پدری به نام «عبدالله» با قساوت و بی رحمی، دو دختر خردسال 8 ساله و یک سال و نیمه اش را حلق آويز می کند، «فاطمه» 8 ساله، در آستانه «مهر» می میرد و «ستایش» یکسال و نیمه هنوز در اغماست، و آنسوی شهر، در قلب پایتخت ایران، جوان 26 ساله ای بنام «علی»، به خاطر بيکاری خود سوزی می کند! و در اقدامی تلخ، خود را به آتش می کشد و می سوزد و می میرد، و اما اگر! عشق و ایمان و امید و عدالت بود؟!
برادر، برای تجاوز به همسر برادر نقشه نمی کشید و نامرد و شیطان و قابیل نمی گشت، و حکایت زندگی تلخ یک زن 18 ساله تنها در «ایران» اینگونه اینقدر تلخ نبود.
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
بعد از بیماری طولانی مدت و استعفاء عاصی، اینک بیش از 15 روز است که همزمان با شروع کار استاندار جدید یزد؛ مهندس «سید» علیرضا نبوی زاده، معاون عمرانی استانداری، بعلت عارضه «سکته» و عمل جراحی قلب «باز»، در بیمارستان بستری می باشد، و اما با توجه به بیماری حساس «قلبی» و کار توان فرسای معاونت عمرانی استانداری، چرا نبوی زاده، بخاطر «خود» و «خدا» و «مردم» و «فلاح زاده»، از معاونت عمرانی استانداری استعفاء نمی دهد، تا دست فلاح زاده، برای انتخاب معاون عمرانی و انجام مصوبات سفر رئیس جمهور و خدمت به مردم باز باشد؟!
در این ماه مبارک رمضان، برای تمام بیماران، از خداوند قادر، درخواست شفای عاجل می کنیم، و امید داریم، مدیران و مسئولان بدانند، که چه مسئولیتی در قبال خداوند دارند!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| این را «سحر»، فریاد شب و «هلال» ماه اعلام کرد.
فصل مهمانی خدا، فصل امتحان و «زحمت» و «رحمت» است، و در پایان فصل «سخت» و مهمانی «داغ» و «بی تبعیض» خدا، هیچکس، بجرات نمی تواند یقین داشته باشد، که قبول است یا مردود، مگر...
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| چگونه می شود با «فلاح زاده» در استانداری، ملاقات و دیدار کرد؟!
با توجه به اینکه بر اساس شعارهای رئیس جمهور، استاندار را نماینده و آئینه رئیس جمهور در استان می دانستیم و می دانیم، مدتها قبل، برای عاصی استاندار سابق یزد نوشتیم آقای عاصی! مردم عاصی را در آئینه رئیس دفتر عاصی می بینند! و با خود عهد بستیم تا عاصی رئیس دفتر خود را تغییر نداده است، به حوزه استاندار در استانداری یزد نرویم ، و حال مدتی است که عاصی از استانداری رفته و فلاح زاده به استانداری آمده، و اما هنوز رئیس دفتر «خود» و آئینه استاندار را معرفی نکرده، تا استاندار را از روی رفتار و گفتار رئیس دفترش بشناسیم!
تبصره اول: استانداران موفق، رئیس دفترانی مردمدار، و روابط عمومی های موفق و پرتلاشی دارند!
تبصره دوم: روابط عمومی های موفق، با مردم ارتباط دارند و نمونه «مردمی» می شوند نه نمونه «دولتی!» و «تبلیغاتی»
تبصره سوم: دفتر ارتباط مردمی استانداری با روابط عمومی استانداری چه تفاوتی دارد؟!
تبصره چهارم: فلاح زاده، استاندار جدید یزد، رئیس دفتر! مشاور فرهنگی! مشاور هنری! مشاور رسانه ای! روابط عمومی! و دفتر ارتباط مردمی دارد؟!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| دام جدید و «قانونی» شبه گلدکوئیست ها بر سر راه جوانان یزدی
چند «جوان» سالم و زحمتکش و پرتلاش و «دست بدهان» و محروم «یزدی» که در یک خانواده مذهبی و زحمتکش متدین، تربیت شده و رشد کرده بودند، و صبح تا شب، در سرما و گرما، کار می کردند و زحمت می کشیدند، و نان غیرت و عرق جبین می خوردند، اینک مدتی بود که کارشان شده بود، اتومبیل سواری و موسیقی گوش کردن و در خیابانها چرخیدن، و اما! ناگهان یکشبه «پول» و «اتومبیل» از کجا و چگونه بدست آمد؟!...
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
مهندس سفید، استاندار دوران «سازندگی» و «اصلاحات» قبل از تودیع و رفتن از استانداری یزد، خانه «دولتی» استانداری را «خالی» کرد و تحویل داد.
مهندس کلانتری، استاندار دوران اصلاحات نیز قبل از تودیع و تحویل پست استانداری به عاصی، خانه «دولتی» استانداری را «خالی» کرد و تحویل داد.
و اما عاصی اصولگرا، استاندار دوران «عدالت محوری» ماهها بعد از استعفاء و 15 روز بعد از تودیع و تحویل پست استانداری به فلاح زاده، هنوز خانه «دولتی» استانداری را خالی نکرده و تحویل نداده است!
تبصره اول: این مطلب انتقاد نیست، اطلاع رسانی است!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| ترویج و رشد و تشویق «تنبلی» به بهانه ماه مبارک رمضان
عبادت، چه ربطی به کاهش ساعات کار ادارات دارد؟!
ادامه دارد...
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| ساعتی بعد از درج مطلب اینجا یزد است، در اداره کل تعاون، آسمان صاف و روشن است علی هویدایی (هنرمند دوست داشتنی سالهای دور تئاتر یزد) و رئیس دفتر محمد پناه، مدیرکل تعاون استان یزد تماس گرفت، و باعث برقراری ارتباط تلفنی با مدیرکل تعاون شد، محمد پناه از آمار ارائه شده دفاع ، و در تماسی با رئیس سازمان مسکن و شهرسازی، محل قطعات زمین های واگذار شده را سوال کرد و اما، قرار شد تا در رابطه با تعاون و مسکن جوانان، مصاحبه ای با او که شماره تلفن همراهش(9678 151 0913 ) را برای دسترسی آسان مردم اعلام کرده داشته باشیم، محمد پناه گفت: در یزد، فرد بی مسکن دارای شرایطی که برای «خانه» ثبت نام نکرده باشد نداریم، و گفتیم: باشد که در آینده نزدیک بگویید: در یزد، فرد ثبت نام کرده ای که خانه نداشته باشد نداریم، و اما تا رسیدن به آنروز و این جمله، چقدر زمان فاصله است؟!! بهرحال در کنکور ثبت نام کردن، دلیلی برای گرفتن لیسانس و دکتری نمی باشد!
تبصره اول: چه خوب است که استاندار و فرماندار و شهردار و مدیران ادارات و سازمانها نیز شماره تلفن خود را برای دسترسی آسان مردم اعلام نمایند، و اما! گوشی را هم خودشان بردارند!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
محمد حسن محمد پناه، مدیرکل تعاون استان یزد، در گفتگو با ایسنا منطقه یزد فرموده اند، یزد در تشکیل تعاونی های مسکن، رتبه اول کشوری را دارد! که البته مبارک است! و قابل قبول، چرا که یکی از آسانترین و کم هزینه ترین کارها تشکیل شرکت تعاونی بر روی کاغذ است، و اما ایشان در ادامه صحبتشان فرموده اند: توسط سازمان مسکن و شهرسازی که مهندس خواجه رضائی رئیس آن می باشد، حدود ۵هزار قطعه زمین در طرح اجاره ۹۹ ساله واگذار شده است! که این مطلب، اندکی تا قسمتی در «روز روشن» غیر قابل باور است، مگر آنکه جناب مدیر کل اداره تعاون، که بخاطر کسب رتبه اول تعاونی مسکن تشکیل دادن مردم یزد، توسط وزیران مسكن و تعاون تقدير شدند ، لطف فرموده، زحمت کشیده، آدرس دقیق محل پنج هزار قطعه زمین واگذار شده را نیز اعلام نمایند، تا بدین طریق، مشت محکمی بدهان یاوه گویان مخالف دولت نهم زده باشند!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| بعد از میدان شهدای محراب و در ابتدای بلوار مدرس یزد، روبروی چشم تیز بین بازرسان درستکار و مردمدار و قانونمند شهرداری یزد، که مواظب هستند احدی از شهروندان یزدی، تخلف ساختمانی نکرده و بدون مجوز و پروانه مغازه نسازند، کمربند فضای سبز گم و بعبارتی محو و غضب شده، و بجای کمر بند فضای سبز!، چندین باب مغازه روئیده و رشد کرده است، و البته که کار گذاردن پله «آهنی» در پیاده رو، و تملک پیاده رو نیز، همچون ساخت و ساز مغازه «سه طبقه» بطور حتم، قانونی و طبق پروانه و با مجوز شهرداری بوده!!! اما با توجه به ساختمان چندین طبقه مشابهی که در جنب میدان آیت ا... خاتمی سر از زمین درآورده شده، آیا وقت آن نیست که جهت معاینه چشم، ماموران بازرسی و نظارت شهرداری یزد، به چشم پزشک معرفی شده و مراجعه کنند، و البته اگر قصور و چشم پوشی در گذشته انجام شده، به هر قیمت باید جبران گردد؟!
تبصره اول: کمربند فضای سبز، همان نوار فضای سبز است، که فقط در قسمتی از بلوار مدرس، قبل از پمپ بنزین ایجاد شده، و در بلوار دانشجو و امام جعفر صادق (ع) و... فراموش شده و ایجاد نگشته!
تبصره دوم: در شهرداری یزد، اینور بلوار «زمستون» است و اونور بلوار «تابستون»
تبصره سوم: فضای پوشیده و خنک، اتاق ها و راهروهای شهرداری، بوی «گلاب» می دهد!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| اینکه چرا شهرداری منطقه «دو» یزد، بجای «شهردار» منطقه، «مدیر» منطقه و «سرپرست» دارد؛ چون شهردار شورای سوم، میروکیلی است، و رئیس شورای شهر میرحسینی، زیاد مهم نیست و اشکالی ندارد، چرا که «تعویض» سرپرست منطقه، «چون» و «چرا» ندارد، و بمراتب، راحتتر و بی دردسرتر از «برکناری» شهردار منطقه می باشد، و اما اینکه، چرا حوض بزرگ و نوساز ساختمان نوساز منطقه دو شهرداری، واقع در بلوار بسیج، خشک است و آب ندارد، هم مهم است و هم اشکال دارد، چرا که بخوبی ثابت می کند، در شهرداری و شورای شهر یزد، یک جای کار اشکال دارد!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| همانند «سنوات» و «رسم» و «رسوم» و «سنت» و «روال» گذشته و دوران مدیریت «کلانتری» بر استان، ویژه نامه تمام رنگی «آفتاب یزد» بمناسبت هفته دولت! در مورد عملکرد سه ارگان خوب «پول» و «آگهی» بده آموزش و پرورش «زابلی»، مخابرات «مقوم» و سازمان فنی و حرفه ای استان یزد، چاپ و توزیع شد، و اما اینکه دیگر سازمان ها و ارگان ها و ادارات، در دو سال دوران دولت نهم و عاصی در یزد، فعالیتی نداشته اند، سوالیست که جوابش را «ذی حسابان» می دانند!
تبصره اول: ویژه نامه «آفتاب یزد» مجانی و در راه رضای خدا و فقط برای حمایت از دولت نهم چاپ و نشر شده است!
تبصره دوم: ویژه نامه آفتاب یزد نیز همچون رنگین نامه «ملک ثابت» روابط عمومی استانداری یزد، ربطی به یخشنامه معاون اول رئیس جمهور ندارد
تبصره سوم: آنچه که معاون رئیس جمهور و رئیس جمهور می گویند و بخشنامه می کنند، ربطی به یزد ندارد
تبصره چهارم: خبری از یزد فردا
ويژ نامه تمام رنگي آفتاب يزد در مورد عملكرد دولت
تبصره پنجم:
بخشنامه معاون رئیس جمهور یعنی کشک؟!
عدم توجه روابط عمومی استانداری به ابلاغیه معاون رئیس جمهور!
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
| تجلیل از کاظمینی در سمتان |