تبليغاتX
 
 
توفان یزد
توفان یزد
       

در «شهر جهالت» چه کسی «آشنای غریب» است!؟

عجمین، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، که خواسته های بی پایان و روزافزون بعضی از مطبوعاتی های یزد، او را سخت کلافه و درمانده کرده است، بغضش را به زیبایی و با ظرافت در فکر ، فریاد آشنای غریب می کند و از کج اندیشی کژاندیشان به خدا پناه می برد، و اما آیا او نیز که بر مسند پر مسئولیت فرهنگ و ارشاد نشسته است، امکان خطا و اشتباه را برای خود جدی گرفته، و باور دارد که هر چه برایش مسلم و قطعی شده، ممکن است چنین نباشد! و براستی که عجمین درست می گوید: «قبول اشتباه و پذیرش خطا، گام مهمی در رفع«جهالت و نادانی» است و انسان را آماده می کند تا فهم خود را اصلاح نماید» و اما سوال مهم اینست، که چه کسی اشتباه می کند!؟ و چه کسی خواب است و چه کسی بیدار!؟

آشنای غریب

خیلی وقت ها که از دوستان «کج اندیش» خود دلگیر می شوم، فکر می کنم چگونه آنها را از کج روی باز دارم، ولی غالبا احساس«درماندگی» پیدا می کنم و به نتیجه ای نمی رسم، زیرا فرد در ذهن خود، دچار «جمود و یخ زدگی» شده، توان اندیشیدن را از دست داده، و فقط به همان نقطه کوری رسیده که راه خروجی ندارد، و به قول ما طلبه ها، دچار «جهل مرکب»شده؛ نمی داند که نمی داند، و به همین علت است که نمی تواند بداند که نمی داند، و در این «شهر جهالت» است، که انسان همان «آشنای غریب» خواهد بود.

چه باید کرد؟

تنها راه چاره، شکستن دیوارهای خودخواهیست، باید امکان خطا و اشتباه را برای خودجدی بگیریم و باور کنیم که هرچه برایمان مسلم و قطعی شد، ممکن است چنین نباشد، و قبول اشتباه و پذیرش خطا، گام مهمی در رفع«جهالت و نادانی» است و انسان را آماده می کند تا فهم خود را اصلاح نماید.

البته گاهی هم می فهمیم که «بی راه» می رویم، ولی ممکن است دیگرانی هم باشند که ما در در «کج روی» و «کج اندیشی» ترغیب و تشویق نمایند، و ما هم خواسته یا نا خواسته در«دام» آنها افتاده و مسیر غلط و انحرافی را علی رغم آنکه به اشتباه بودنش معترفیم طی کنیم. اینجا دیگر کار به جای باریک می کشد و هیچ کس قادر به نجات «فرد در دام افتاده» نیست، چون می فهمد و می رود، و مثال کسی است که بیدار بوده و خود را به خواب زده و در این حالت، نمی توان «بیدارش»کرد.

اندکی به خود آییم!

 «عمر» محدود است و جناب عزرائیل در انتظار امر پروردگار برای قبض روح ما، و ما هم باید آماده باشیم برای سوال و جواب از دقایق«عمرمان»، و باید بدانیم که در آن حال، امکان«توجیح و فرار از واقعیت» نخواهد بود.

لاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم

نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 7:58  توسط احمد عجمین


بنام حق

صفحه نخست
ارتباط با من
نوشته هاي خاک خورده

آرشيو وبلاگ
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385

پیونــــــــدها

شب نیوز
شوق دات کام
فـــرياد در شب
ایران من
شب های دیوونگی(امیر تنها)
کندیمیز
برگزیده های یک روزنامه نگار(تبریز)
اخبار روزگیلان
احمدی نژاد
قالیباف
انجمن قلم دهدشت
مردم یار
جامعه شناسی
لغت نامه دهخدا
اعتیاد
دنیای ما
داور
حادثه آن لاین
پلیس
عبرت نیوز
سی نما
یزد فردا
ایرنا- یزد
ایسنا- یزد
برنا نیوز
بنیاد باران
آموزش انگليسي راهنمايي
سراج
صنايع نيوز
مركز هنرهاي نمايشي
سرمايه
آفتاب يزد
كارگزاران
هفته نامه آئينه يزد
هفته نامه بشارت نو
پايگاه اطلاع رساني دولت
شهروند امروز
پیوندهای شب نیوز
پستو- يزد بدون آ؟
بلاگفا

پیوندهای روزانه
عبادت، بجز خدمت خلق است؟!
بازار در مقابله با احمدی نژاد و عدالت!
و علی هنوز هم تنهاست!
نامه ای برای امشب!
ایران من، تو بمان. عشق هرگز نمی میرد!

آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  

سایت خبری شب نیوز