| بنام حق
بیائید پست از دست دادگان، گرد هم آئیم!
وسرانجام چهره های پنهان پشت پرده خاتم، پیدا شدند
بین خبرنامه بهروزی بهزیستی و روزنامه خاتم یزد، چه ارتباطی وجود دارد؟!
خاتم یزد محلی! ازآفتاب یزد سراسری، مهمتر و بهتر و سیاسی تر است؟!
سردبیر! خاتم یزد، در رابطه با حامیان سیاسی و فعلی خاتم یزد، توضیح کوچولویی در وبلاگ خود داده، و نه نفر از حامیان سیاسی خاتم یزد را که برای فعالیت سیاسی، در پوشش فرهنگی، موسسه رسانه گستر!! را راه اندازی کرده اند، اینگونه، و با این ترتیب معرفی کرده است.
1- داوودی شمسی ( معاون سابق سازمان تربیت بدنی!)
2- فلاح ( فرماندار سابق شهرستان یزد!)
3- اولیاء ( مدیرکل سابق مسکن و شهرسازی یزد)
4- سید حسینی ( رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری یزد)
5- قاسمی( مدیر عامل سابق جمعیت هلال احمر یزد)
6- سفید ( استاندار سابق و مدیر موسسه غیرانتفاعی و طبقاتی جوادالائمه یزد)
7- کریمی( حقوقدان)
8- مکیان( رئیس سابق دانشگاه یزد)
9- سالیانی( فعال سیاسی- اجتماعی)
10- حقیقت نژاد ( رئیس دفتر سابق مهندس سفید در جوادالائمه)
12- مزیدی ( صاحب امتیاز! و مدیر مسئول!! روزنامه خاتم یزد!!!)
و اما! چاپ و نشر هر شماره از رنگین نامه هزار نسخه ای خاتم یزد، که هفتاد درصد مطالب آن از خبرگزاری ها و بخصوص ایسنا منطقه یزد تامین می شود، بدون حساب مخارج دفتر، بیش از سیصد هزار تومان هزینه در بردارد، هفته ای دو میلیون و ماهی هشت میلیون تومان!! و بلکه بیشتر!
تا زمان انتخابات شوراهای شهر، با توجه به روند شروع شده، پنجاه میلیون تومان هزینه چاپ و نشر خاتم یزد خواهد شد، و اما نسبت به هزینه صرف شده، خاتم یزد کم تیراژ و غیر تاثیر گذار، قادر به کسب چند رای، برای گروههای سیاسی حامی خواهد بود؟!
و براستی! آیا نفوذ و رابطه های مدیران سابق استان، که در رسانه گستر یزد گرد هم آمده اند، در تامین هزینه های خاتم یزد نقشی خواهد داشت؟!
توضیح
یک توضیح کوچولو درباره روزنامه خاتم یزد شاید برای برخی دوستان که کنجکاو هستند و یا برای تخته کردن درش، خود می زنند، لازم باشد. با رایزنی های مداومی که انجام شد ( در طول دو سه ماه ) ، جمعی از مدیران یزدی شامل داوودی شمسی ( معاون پیشین سازمان تربیت بدنی ) ، فلاح ( فرماندار سابق ) ، اولیاء ( مدیرکل سابق مسکن و شهرسازی ) ، سید حسینی ( رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی ) ، قاسمی ( مدیرعامل سابق جمعیت هلال احمر ) ، سفید ( استاندار اسبق ) ، کریمی ( حقوقدان )، مکیان( رئیس سابق دانشگاه یزد ) و سالیانی ( فعال سیاسی - اجتماعی ) علاقمندی خود برای همراهی با مجموعه روزنامه خاتم یزد را اعلام کردند. با دوستان دیگری هم رایزنی شد که موافقت نکردند و به همراه بنده و مزیدی ( مدیرمسئول ) جمعی ۱۱ نفره برای برنامه ریزی انتشار روزنامه تشکیل شد. در گام بعدی قرار شد این جمعیت شخصیت حقوقی پیدا کنند و این شخصیت حقوقی در قالب موسسه فرهنگی هنری رسانه گستر یزد باشد. فعالیت رسانه گستر در حوزه های مختلف نشر، رسانه و پژوهش برنامه ریزی شده و قرار است یکی از فعالیت هایش هم انتشار روزنامه خاتم باشد. تامین سرمایه اولیه هم با پرداخت پنج میلیون ریال از سوی هر یک از اعضا ممکن شده است. برای گسترش فعالیت هم مقرر شده که از طرق معمول مانند دریافت وام اقدام شود که تاکنون توفیقی حاصل نشده است. برای انتشار روزنامه هم اگرچه کسری هزینه ها امری محتمل است ولی همه تلاش این است که با فعال شدن تدریجی بخش های مختلف آگهی ، خوداتکایی روزنامه مقدور است. امری که شاید سه تا پنج ماه طول بکشد. نکته مهم اینکه اکنون انتشار روزنامه خاتم یزد حداقل برای ۱۵ نفر شغل ایجاد کرده است و با گسترش کار ، احتمال فراهم شدن شغل برای ۵۰ نفر هم دور از ذهن نیست. با آمار کنونی برای ایجاد یک شغل در ایران ، بیست میلیون تومان سرمایه لازم است. یعنی اگر قرار باشد برای ۵۰ نفر جوان یزدی شغل ایجاد شود ، سرمایه ای بالغ بر یک میلیارد تومان لازم است. حال اگر بشود مثلا با ۱۰۰ میلیون تومان ، برای ۵۰ نفر شغل ایجاد کرد ، یعنی یک دهم رقم قبلی ، خوب و شایسته است یا شایسته فحش دادن و زیرآب زنی. برخی هم گله دارند که این کار خوبی است ولی چرا یک غیر یزدی ( مثل بنده) ، که نه درکی از فرهنگ و افتخارات یزد دارد و نه دلش می سوزد. دغدغه شریفی است . خوب! این گوی و این میدان. کسی مدعی نیست که من می توانم و دیگران نمی توانند. اگر توانی است و برنامه ای درکار است ، پای به میدان گذارد و عمل کند. نشریه نیمه فعال و غیرفعال هم به وفور یافت میشوند. حتی نشریاتی فعالی وجود دارند که به شدت ظرفیت برنامه ریزی و پیشرفت دارند. الغرض! من و امثال من که به زعم برخی غیریزدی و مهاجر هستیم ، چند صباحی دیگر رخت سفر بر می بندیم و به دیار خویش باز می گردیم. اگر نهالی کاشته شود ، درختی به بار آید ، همیشه از آن بچه های یزد است و اگر نهالی ریشه کن گردد ، برعکس.
نوشته شده در جمعه 1385/06/03ساعت توسط رضاحقیقت نژاد
و اگر نهال کاشته شده مناسب آب و هوای یزد و مورد نیاز و خواست مردم یزد نباشد، و اگر هدف از کاشتن نهال، ایجاد سایه و میوه برای تعداد قلیلی فرصت طلب باشد، و اگر بهترین نهال، بدست باغبان ناشی و پرادعا و ناآشنا به آب و هوا و فضای این دیار سپرده شود؛ این نهال درخت خواهد شد؟ و اگر با همه هزینه های انجام شده درخت شد، درخت مفیدی خواهد بود؟ فراموش نکنیم که تاغ و سرو و اقاقیا و نارون و سیب و گردو و بادام و پسته و گلابی هم درخت هستند، و اما نهال خاتم، با باغبانان و بیل زنان موجود، چه درختی خواهد شد؟! و در نهایت اینکه با هزینه ایجاد جنگل یک درخت کاشتن، خیلی هنر می خواهد!!!
|