| مقصر کیست؟
آقای صدوقی!
اگر سید روح الله خاتمی بود چه می کرد؟!
و اگر سید روح الله خاتمی، آن زاهد مردمدار خدا ترس مملو از مهر و عشق بود، در نیمه های شب، برای همه ساده دلان و جاهلان و خطاکاران و متحجران و متعصبان و نا آگاهان، گریه و دعا می کرد، و با لبخند، بدی ها را با خوبی جواب می داد و می بخشید!
بیایید و با تکیه بر فرهنگ و اخلاق اسلامی، و بخاطر حضوری که باقری، سالها در دفاع مقدس داشته است و بخاطر تکه وجودی که در راه دفاع از میهن اسلامی از دست داده است و بخاطر حرمت خون تمام شهیدان، او را که خود به اشتباه خود اقرار و اعتراف کرده، و در رابطه با قضیه اهانت به سید روح الله خاتمی، با دلی سوخته و چشمانی پر از اشک، عذرخواهی نموده، ببخشیم، از خطایش بگذریم، و در این شرایط ، که بعضی از گروهها و احزاب دو جریان، قصد استفاده کاربردی و تبلیغاتی دارند، برخورد قضائی و امنیتی با او را در دستور کار قرار ندهیم.
آقای صدوقی!
شما اینک در جایگاهی که قبل از دیروز، سومین شهید محراب، و دیروز سید روح الله خاتمی قرار داشت نشسته اید، سومین شهید محراب، شجاع و با گذشت و مهربان بود، و روح الله خاتمی، معلم اخلاق بود و صادق و ساده و بی پیرایه و مردمی، و شاید امروز، روح بزرگ آن بزرگان، از سرافکندگی و شرمی که برای یکی از بندگان خدا پیش آمده راضی نباشد، چرا که آنان نیز خوب می دانند، مقصر کیست!
آقای صدوقی!
مشکل امروز جامعه ما اینست، که از دریچه اخلاق و فرهنگ و مذهب به سیاست نگاه نمی شود و از دریچه سیاست به فرهنگ و اخلاق و مذهب نگاه می شود، و عدم واکنش و برخوردهای بموقع مسئولین فرهنگی و سیاسی است، که باعث می شود، تا بذرهای کینه و نفاق و غلط اندیشی، در فضای مساعد بی تفاوتی، تبدیل به درختان خاردار تهمت و تخریب شود.
برخورد با یک فرد و دستگیری و بازداشت یک فرد، هیچگاه ریشه یک تفکر را در جامعه از بین نمی برد، و حال در زمانی که شورای فرهنگ عمومی و فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، نتوانسته اند به وظایف فرهنگی خود درست عمل کنند، در یک حرکت فرهنگی و انقلابی، با شهامتی که در وجود سومین شهید محراب بود، سیاست و مصلحت را قربانی حقیقت و انسانیت کرده، و به قضیه اهانت نامه و باقری پایان دهید!
اقای صدوقی!
برای ایجاد آرامش و وجود آرامش در جامعه است که نمی خواهیم قضیه اهانت نامه را ریشه یابی و تحلیل و تفسیر کرده، و بدنبال مقصران اصلی بگردیم و آنان را جستجو و معرفی کرده و به میدان بیاوریم، اینکه چرا رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس به اینجا می رسند و زیر چتر گروهها و احزاب می روند، و اینکه سکوت مسئولین فرهنگی و سیاسی چه نقشی در فریاد شدن زمزمه ها داشته است، باید ریشه یابی شده و مورد تحلیل و تفسیر قرار بگیرد، و اما در یک شرایط آرام و بی تنش، شاید اگر در لحظه های اول پیش آمدن قضیه، استاندار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، واکنش نشان داده و به باقری جواب می دادند، هیچگاه قضیه اینگونه بخود بعد نمی گرفت و تبدیل به مسئله حاد با بعد کشوری نمی شد، و اما وقتی عاصی بر خلاف دیگر مسئولین و مدیران دولت نهم، با اصحاب رسانه و مطبوعات مصاحبه و گفتگو نمی کند و گزارش کاری ارائه نمی دهد، و با آمدن عجمین به فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد و به بنا به گفته یحیی زاده، تحول فرهنگی در استان صورت نمی گیرد، با دستگیری یک یا چند فرد و تعطیل شدن چند وبلاگ و سایت، چه تغییر مهم و رو به رشدی در شهر و استان صورت خواهد گرفت؟!
آقای صدوقی!
نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد هستید، و خود خوب بیشتر از هر کس در استان، پشت پرده ها و نیمه پنهان هایی را که مردم و گاه نخبگان و خبرنگاران نمی بینند، می بینید و از آن اطلاع دارید، اما آیا عدم همراهی و بی توجهی بعضی از مسئولین و مدیران ارشد استان به حرف ها و پیشنهادهای شما و دیگر دلسوزان و منتقدان، ضرر و زیان و اهانت و آسیبش، کمتر از اهانت های مستقیم باقری می باشد؟!
آقای صدوقی!
باقری یکسال پیش علیه شما طومار ساخت و نامه نوشت و هیاهو بی فایده راه انداخت، و اما مدام نیز، همه جمعه ها به نماز جمعه آمد و در نماز جمعه شرکت کرد، و اما شما! چند نفر از آنانی را که بر علیه طومار باقری جبهه گرفتند و شعار دادند را، در طول یکسال گذشته در نماز جمعه دیده اید؟!
آقای صدوقی!
و سرانجام بعد از یکسال، حوزه معاونت سیاسی و امنیتی استانداری از بلاتکلیفی بیرون آمد، و دوران به استانداری رفت، و حال شاید این حسن و شروع خوبی برای دوران نباشد، که دوران معاونت خود را با برخورد شروع کند، باید برای ایجاد یک فضای متعادل و شفاف و آرام، به دوران مهلت داد، و شروع این فرصت، با عدم دستگیری و بازداشت و پیگیری قضائی باقری شروع می شود.
باقری، جسورانه و از سر دلسوزی، با گراهای اشتباه و اطلاعات و آدرس غلط ، ناشیانه به دیگران حمله کرده است، و او مدافع ارزشهایی است، که راه را اشتباه رفته و بدلیل تاریکی، دشمن را بدرستی نشناخته است.
آقای صدوقی!
با عرض پوزش، شما نیز در رسیدن باقری به نقطه انتحار و انفجار سیاسی، مقصرید، چرا که اگر به باقری فرصت می دادید، تا بعنوان یک شهروند و یک مشتری دائم نماز جمعه و یک رزمنده و جانباز سالهای دفاع مقدس، خیلی از حرفهایش را خصوصی و بی حضور دیگران با شما در میان بگذارد و بگوید و خالی شود، اینگونه راه را اشتباه نمی رفت و اینگونه به بن بست نمی رسید، و با یک غفلت و اشتباه، مورد طعن و لعن دوست و دشمن واقع نمی شد.
امروز مطمئن هستیم که متانت و صبوری و بزرگواری فرزند سومین شهید محراب، و داماد سید روح الله خاتمی، به او کمک خواهد کرد، تا با نگاه و تفکر پدرانه و بی بغض و کینه به قضایا نگاه کرده، و از بخشش و مهر و عطوفت سخن بگوید، و از وسیله و حربه «خوبی» برای پاسخ به «بدی» استفاده کند.
آقای صدوقی!
متاسفانه بدلیل شرایط سیاسی پیش آمده و سیاست زدگی ها، امروز نه همه آنهایی که بسراغ شما می آیند، موافق و دوست و همراه شما هستند، و نه همه آنهایی که نمی آیند، مخالف و دشمن! پس شما که درد تنهایی را در این دیار خوب و با همه وجود احساس کرده اید، حال که قضیه پیش آمده، باعث درس گرفتن و عبرت بسیاری گشته است، پرونده را ببندید، و کتاب و فصل جدیدی را برای سیاست و فرهنگ و اخلاق یزد باز کنید.
مشکل بزرگ و مهم استان، رسانه ها و سایت ها و باقری ها و دیگران نیستند، مشکل بزرگ استان، مدیریت استان می باشد.
آقای صدوقی!
عهد کرده بودیم که در رابطه با مسئله و قضیه باقری دیگرمطلبی ننویسیم، اما بر خود واجب دانستیم تا در این لحظات، از صبوری و توجه شما حسن استفاده کرده، و این نکات را برای شما بنویسیم، شاید که..
محمد رضا شوق الشعراء 15/8/85 یزد
|